تبليغاتX
یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها)
و فی ابنة رسول الله لی اسوة حسنه

 

 

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

 

ما تو را کوثر (خیر کثیر) عطا کردیم

 

پس برای پروردگارت نماز بگذار و قربانی کن

 

همانا دشمنت خود بی تبار خواهد بود

 

 

 

 ما تو را کوثر عطا کردیم...

 

 

 

میلاد خیر کثیر رسول الله، همسر علی مرتضی، مادر ائمه هدی،  ام ابیها، صدیقه ی طاهره ی حورا، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر محضر مقدس فرزند بزرگوارش حضرت مهدی علیه السلام و تمامی دوستداران و محبان و شیعیان این خاندان پاک مبارک باد.

 

در این روز بزرگ و باارزش بهترین برکات را برای شما آرزومندم.

 

 

 

بیـا بانو و مثل سابقم کن

برای خادمی ات، لایقم کن

شفاعت کن که قلبم پاک گردد

و همچون شیعه هایت عاشقم کن

 

راستی حتما  در طرح خواندن دعای فرج در این روز مبارک شرکت کنید برای شرکت در طرح اینجا کلیک کنید.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 14 تیر1386ساعت 6:42  توسط خوشه چین | 


 

دیدگاه امام خمینی درباره وجود مقدسه حضرت زهرا سلام الله علیها:

 

من راجع به حضرت صدیقه سلام الله علیها خودم را قاصر می دانم ذکری بکنم، فقط اکتفا می کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است:

 

و آن روایت این است که حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: « فاطمه سلام الله علیها بعد از پدرش 75 روز زنده بودند، در این بودند و حزن و شدت بر ایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت عرض می کرد.»

 

 ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده ای بوده است یعنی رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقه اول از انبیاء عظام درباره کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبریل رفت و آمد داشته است... مسئله آمدن جبرئیل برا ی کسی یک مسئله ساده نیست، خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می آید  امکان دارد بیاید، یک تناسب لازم است بین روح آن کس که جبرئیل می خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است...

 

حتی درباره ائمه هم ندیده ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا سلام الله علیها است آن که من دیده ام جبرئیل به طور مکرر در آن 75 روز وارد می شده و مسائل آتیه ای که بر ذریه ی او می گذشته است، این مسائل را می گفته است و حضرت امیر علیه السلام هم ثبت می کرده است...

 

در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همه فضائلی که برای حضرت زهرا سلام الله علیها ذکر کرده اند... بالاتر می دانم

 

 صحیفه نور ج19/ص278

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 19:11  توسط خوشه چین | 

 

از منقبتهای مشترك حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها با اميرالمؤمنين و يازده فرزند معصومش، در محدث بودن (يعنى شنيدن حديث فرشتگان). است

 

منصبهاى الهى سه قسم است: نبوت، رسالت، و امامت.

 

علماى عامه در كتب خود نقل كرده‏اند كه عبداللَّه بن عباس آيه‏ى (و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبى) (1)را بدينگونه قرائت مى‏كرده است: «و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبى و لا محدث». (2)

 

دانشمندان شيعه و سنى همگى قائل به وجود محدث در اسلام مى‏باشند و معتقدند كه بعد از پيامبر اكرم يقينا بشرى محدث (الهام گيرنده و گوش فرادهنده به حديث فرشتگان) بايد وجود داشته باشد؛ انسانى كه تمام گفتار و كردارش مطابق فرامين الهى و مورد تصديق و تصويب خدائى است.

 

هم‏صحبت و هم‏راز چنين فردى، آن فرشته‏اى است كه واسطه‏ى فيض از جانب خداست و شخص محدث آنچه دستور مى‏گيرد با كمال فرمان‏پذيرى به آنها عمل مى‏كند.

 

اعتقاد ما شيعيان اين است كه ائمه‏ى اطهار همگى محدث مى‏باشند. (3)

 

دانشمندان سنى نيز قائلند بر اين كه بعد از پيامبر اكرم بشرى محدث بايد وجود داشته باشد تا فرشتگان به او حديث گويند، و از جانب خداى تعالى راههاى حق و باطل را به او نشان دهند. علماى عامه مى‏گويند، كسى را كه- بعد از رسول خدا- هم‏صحبت فرشتگان است خود پيامبر اكرم معين فرموده است و آن شخص، عمر است! (4)

 

ليكن ما شيعيان معتقديم كه آن شخص محدث بعد از پيامبر وجود مقدس على سلام‏اللَّه‏عليه است. (5)

 

در اينجا چند روايت از كتب اهل سنت- كه در آنها به كلمه‏ى محدث اشاره شده است- ذكر مى‏كنيم:

 

بخارى در صحيحش در مناقب عمر بن خطاب مى‏گويد:

 

«قال النبى صلى اللَّه عليه و آله و سلم: لقد كان فيمن كان قبلكم من بنى‏اسرائيل رجال يكلمون من غير ان يكونوا انبياء فان يكن (6) من امتى منهم احد فعمر». (7)

 

پيامبر اكرم فرمود: در دوران قبل از اسلام مردانى از بنى‏اسرائيل محدث بوده‏اند، بدون اينكه از انبيا باشند، و از امت من عمر محدث مى‏باشد».

 

مسلم (8) در صحيحش در فضائل عمر تقريبا با همين مفهوم، از رسول خدا روايت مى‏كند:

 

«قد كان فى الامم قبلكم محدثون، فان يكن فى امتى منهم احد فان عمر بن الخطاب منهم». (9)

 

موضوع محدث بودن يك مسئله‏ى اسلامى است نه مذهبى، زيرا فريقين (شيعه و سنى) در اين مطلب هم‏راى و هم‏سخن هستند، و طبق رواياتى كه ذكر شد، و احاديث ديگر به وجود شخص محدث از طرف علما سنى نيز كاملإ؛))ّّ تصريح شده است، ولى آنچه بسيار شايان توجه و دقت مى‏باشد، اين است كه در پايان تمام اين روايات، راويان سنى، نام عمر بن خطاب را ملحق و اضافه نموده‏اند. تشخيص اينكه آيا عمر محدث بوده است يا على، كار بسيار سهل و آسانى است، زيرا نمونه‏ى گفتار هر يك از آنان كه در تاريخ ضبط است روشنگر اين مسئله مى‏باشد.

 

كسى كه در بستر احتضار پيامبر به رسول خدا مى‏گويد:

«ان الرجل ليهجر» (10)

«يعنى اين مرد (مقصود پيامبر است) هذيان مى‏گويد»، گفتارش بخوبى نشان مى‏دهد كه آيا استاد او فرشته است يا شيطان.

 

كلينى رحمةاللَّه‏عليه در كتاب كافى مسئله را چنين عنوان مى‏كند كه فرق ميان رسول و نبى و محدث چيست، و سپس رواياتى را كه روشنگر و مشخص‏كننده‏ى اين سه منصب الهى است ذكر مى‏نمايد. حضرت امام باقر سلام‏اللَّه‏عليه در ذيل اين آيه چنين مى‏فرمايد: «و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لانبى)(11) و لا محدث». (12) رسول كسى است كه فرشته‏ى واسطه‏ى نزول وحى الهى با او سخن مى‏گويد، و او ملك را مى‏بيند و مى‏شناسد و با فرشته گفتگو مى‏كند. و اين رتبه بسيار عالى است.

محدث كسى است كه هنگام گفتگو فرشتگان آنها را نمى‏بيند، و در اين مورد روايات بسيار از حضرت باقر و حضرت صادق سلام‏اللَّه‏عليهما نقل شده است كه چند حديث براى نمونه ذكر مى‏شود:

 

«ان اوصياء محمد محدثون»، (13)

«بدرستى كه اوصياء محمد همگى محدث بوده‏اند».

 

«الائمه علماء صادقون، مفهمون، محدثون»، (14)

«ائمه همگى دانشمند، راستگو، داراى فهم بسيار خداداد، و محدث مى‏باشند».

 

«المحدث يسمع الصوت و لا يرى شيئا»، (15)

«محدث آن كسى است كه صداى فرشته را مى‏شنود، ولى چيزى را نمى‏بيند».

 

«كان على عليه‏السلام محدثا»، (16)

«على عليه‏السلام محدث بوده است».

 

از حضرت صادق سؤال مى‏شود، مقصود از محدث چيست؟

 آن حضرت فرمود:

«ياتيه ملك فينكت فى قلبه كيت كيت». (17) «محدث كسى است كه فرشته بر او نازل مى‏شود و نكات وحى را بر قلب او عرضه مى‏دارد (بدون اينكه ملك را مشاهده كند)».

 

رواياتى كه ذكر شد از جمله احاديث مسلم و قطعى است كه از ائمه اطهارعليهم‏السلام وارد شده است و مقصود ما از نقل آنها، اثبات اين مطلب است كه روشن شود در اين منصب، در اين منقبت، حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها با على و اولاد معصومين او شريك است و او نيز محدثه بوده، چنان كه امامان دوازده‏گانه محدث بوده‏اند.

 

حضرت صادق مى‏فرمايد:

 

«فاطمه بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله كانت محدثه و لم تكن نبية، انما سميت فاطمة محدثة، لان الملائكة كانت تهبط من السماء فتناديها- كما تنادى مريم بنت عمران-: يا فاطمة (ان اللَّه اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساءالعالمين)، يا فاطمه (اقنتى لربك واسجدى واركعى مع الراكعين) (18)فتحدثهم و يحدثونها، فقالت لهم ذات ليله: اليست المفضله على نساءالعالمين مريم بنت عمران؟ فقالوا: لا، ان مريم كانت سيده نساء عالمها و ان اللَّه عز و جل جعلك سيده نساء عالمك و عالمها و سيده نساءالاولين و الاخرين». (19)

«فاطمه دختر رسول خدا محدثه بود نه پيامبر. فاطمه را از اين جهت محدثه ناميده‏اند كه فرشتگان از آسمان بر او نازل مى‏شدند و با او- همانگونه كه با مريم بنت عمران گفتگو داشتند- اين چنين سخن مى‏گفتند: يا فاطمه بدرستى كه خداى تعالى تو را پاك و منزه گردانيد و از تمام زنان عالم تو را برگزيد.

(حضرت صادق به سخن چنين ادامه مى‏دهند): شبى حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها به فرشتگان هم‏صحبت خويش فرمود: آيا آن زن كه از جميع زنان عالم برتر است مريم بنت عمران نيست؟ جواب دادند: نه، زيرا مريم فقط سيده‏ى زنان عالم در زمان خودش بود، ولى خداى تعالى تو را- هم در زمان مريم، و هم در بين زنان ديگر از اولين و آخرين، در تمام زمانها- بانوى بانوان جهان قرار داده است».

 

اين روايت را عده‏اى از دانشمندان نقل كرده‏اند. در برخى از احاديث تصريح شده است به اينكه: جبرئيل هم‏صحبت حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها بوده است. روايات وارده در اين موضوع صريحا حاكى از اين است كه بعد از رحلت پيامبر اكرم از خداوند متعال براى تسلى خاطر حضرت زهرا عليهاالسلام، فرشتگان را هم‏صحبت و مانوس او گردانيد، و در اين مورد حضرت صادق مى‏فرمايد:

«... ان فاطمه مكثت بعد رسول‏اللَّه خمسة و سبعين يوما و قد كان دخلها حزن شديد على ابيها، و كان جبرئيل ياتيها فيحسن عزاها على ابيها، و يطيب نفسها، و يخبرها عن ابيها و مكانه و يخبرها بما يكون بعدها فى ذريتها، و كان على يكتب ذلك فهذا مصحف فاطمة». (20)

«فاطمه بعد از رحلت پيامبر اكرم بيش از 75 روز زنده نماند، و غم جانسوز داغ پدر قلب او را لبريز كرده بود، به اين جهت جبرئيل پى در پى به حضورش مى‏آمد و او را در عزاى پدر سلامت باد مى‏گفت، و تسلى‏بخش خاطر غمين زهرا بود؛ و گاه از مقام و منزلت پدر بزرگوارش سخن مى‏گفت، و گاه از حوادثى كه بعد از رحلت او بر ذريه‏اش وارد مى‏گرديد خبر مى‏داد؛ و اميرالمؤمنين سلام‏اللَّه‏عليه نيز آنچه جبرئيل املاء مى‏كرد همه را به رشته‏ى تحرير در مى‏آورد، و مجموعه‏ى اين سخنان است كه به مصحف فاطمه موسوم گرديد».

 

روايت ديگرى در كتاب كافى، از حضرت صادق سلام‏اللَّه‏عليه به اين شرح نقل شده است: «ان اللَّه تبارك و تعالى لما قبض نبيه دخل على فاطمة من وفاته من الحزن ما لا يعلمه الا اللَّه عز و جل، فارسل اليها ملكا يسلى منها غمها و يحدثها؛ فاخبرت بذلك اميرالمؤمنين فقال لها: اذا احسست بذلك و سمعت الصوت، قولى لى، فاعلمته فجعل يكتب كل ما سمعت حتى اثبت من ذلك مصحفا، قال: ثم قال: اما انه ليس من الحلال والحرام، ولكن فيه علم ما يكون». (21)

«هنگامى كه خداى تعالى پيامبرش را قبض روح فرمود، از غمهاى گرانبارى كه قلب زهرا را در مصيبت پدرش فراگرفت، جز خداى عزوجل كسى آگاه نبود. به اين جهت حق تعالى فرشته‏اى را مونس زهرا سلام‏اللَّه‏عليها فرمود كه تسلى‏بخش غمهاى او و هم‏صحبت او در تنهائى او باشد.

فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها اين مطلب را به على عليه‏السلام بازگو نمود؛ و حضرت فرمود هرگاه احساس كردى كه فرشته به حضورت آمد، و صداى او را شنيدى مرا خبردار كن. از املاء جبرئيل و فرشتگان ديگر كه اميرالمؤمنين كاتب آنها بود، مصحف فاطمه فراهم آمد، كه على درباره‏ى آنها فرمود: در اين مصحف مسائل شرعى از حلال و حرام مطرح نيست بلكه دانشى است از آنچه كه (واقع شده و يا) بوقوع خواهد پيوست».

 

محدثه بودن فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها از مسلمات است، بطورى كه در زيارت آن حضرت نيز وارد شده است:

 

«السلام عليك ايتها التقية النقيه، السلام عليك ايتها المحدثة العليمة». (22)

 

در نتيجه، حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها در مقام محدثه بودن (هم‏صحبت فرشتگان بودن) با اميرالمؤمنين و يازده معصوم ديگر عليهم‏السلام شريك مى‏باشد، و احراز اين مقام جز براى آن كس كه «ولى» است امكان‏پذير نيست، و چون فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها وليةاللَّه است، در سايه‏ى مقام ولايتش، فرشتگان با او سخن مى‏گويند. پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين، مقام ولايت را توأم با محدث بودن، بيان كرده‏اند، هر نبى بعد از خودش يك ولى را جانشين قرار داده است، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نيز اميرالمؤمنين، فاطمه، و حسن و حسين و اولاد معصومين عليهم‏السلام او را اولياء پس از خويش قرار داده است، و دارا بودن اين مرتبه‏ى والاى محدث بودن در امت رسول خدا جز براى اين سيزده معصوم براى هيچ يك از افراد امت معقول نيست، و تمام حركات، اطوار، گفتار و كردار حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها نمايانگر مقام محدثه بودن آن حضرت است.

 

 

 

 

 

_____________________________________________

 

  1ـ (و ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبى الا اذا تمنى القى الشيطان فى امنيته فينسخ اللَّه ما يلقى الشيطان ثم يحكم اللَّه آياته و اللَّه عليم حكيم) سوره‏ى الحج، آيه‏ى 52.

 

2ـ صحيح بخارى- كتاب المناقب، بب مناقب عمر بن الخطاب- ج 5/ 78- 79، تفسير قرطبى ج 12/ 79، الدر المنثور- ذيل آيه‏ى 52 از سوره‏ى الحج- ج 4/ 366.

 

3ـ اصول كافى ج 1/ 176، 243، الاختصاص 328، 329، بصائر الدرجات ص 318، 319، 372، كنزالفوائد ص 176، خصال صدوق ج 2/ 474، 106، معانى‏الاخبار ص 102، عيون الاخبار ج 1/ 169، الغيبه (نعمانى) ص 60، الغيبه (طوسى) ص 92، 93، 97، بحارالانوار ج 25/ 77، 116، ج 26/ 66، 72، 74، 75، 77، 79، 81، ج 36/ 272، ج 39 399 395 393 383/ 152.... 36/ 282

 

4ـ صحيح بخارى- كتاب المناقب، باب مناقب عمر بن الخطاب- ج 5/ 78- 79، صحيح مسلم- كتاب فضائل الصحابه، باب (2) من فضائل عمر، ح 23- ج 4/ 1864/ ح 2398، مشكل الاثار ج 2/ 257، الرياض النضره ج 2/ 287، اعلام الموقعين ج 4/ 182، الدرالمنثور- ذيل آيه‏ى 52 از سوره‏ى الحج- ج 4/ 366 و بسيارى از مصادر ديگر.

 

5ـ الاختصاص ص 275، 286، 287، 329، كنز الفوائد ص 176، 177، بصائر الدرجات ص 321- 324، 366، 367، اختيار معرفه الرجال ص 118، بحارالانوار ج 26/ 67- 70، 79، 80، 81، ج 38/ 216، ج 39/ 40 152/ 141- 47 142/ 75.

 

6ـ علماى عامه درباره‏ى عبارت «فان يكن» مى‏گويند: اين عبارت به معناى ترديد و شك در محدث بودن عمر نيست بلكه به معناى تاكيد و اختصاص است، و مانند اين است كه شما بگوييد «ان كان لى صديق فهو زيد» يعنى اگر من دوستى داشته باشم همانا زيد است. در اينجا منظور اين است كه گوينده درباره‏ى دوستى زيد ترديد و شك دارد بلكه مى‏خواهد از مقوله‏ى مبالغه خصوصيت دوستى زيد را نشان دهد». (مراجعه بفرماييد به: الجامع الصغير ج 4/ 507، الغدير ج 5/ 45 44).

 

7ـ صحيح بخارى-كتاب المناقب، باب مناقب عمر بن الخطاب- ج 5/ 78- 79.

 

8ـ حافظ ابوالحسين مسلم بن حجاج بن مسلم قشيرى نيسابورى متوفاى 261 هجرى. وى صاحب كتاب معروف «صحيح»مى‏باشد.

 

9ـ صحيح مسلم- كتاب فضائل الصحابه، باب (2) من فضائل عمر، ح 23- ج 4/ 1864/ ح 2398.

 

10ـ ابوحامد غزالى و سبط بن جوزى حنفى چنين روايت مى‏كنند:

«و لما مات رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قال قبل وفاته بيسير: ائتونى بدواه و بياض لاكتب لكم لاتختلفوا فيه بعدى. فقال عمر: دعوا الرجل فانه ليهجر»(يعنى: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم كمى پيشتر از وفاتش فرمود: براى من دوات و كاغذ بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه بعد از من با يكديگر اختلاف نكنيد. عمر گفت: اين مرد را رها كنيد او هذيان مى‏گويد).

(سر العالمين و كشف ما فى الدارين ص 21 (ط النعمان)، تذكره الخواص ص 62). جسارتى كه عمر به پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نموده بقدرى شيطانى و فضاحت بار است كه محدثين عامه- بدون آنكه منكر اصل واقعه گردند- به انحاء گوناگون سعى در كتمان عبارت وى نموده‏اند و معمولا مى‏گويند: «عمر چيزى به پيامبر گفت كه معنايش اين بود كه درد بر پيامبر غلبه نموده است». ( شرح نهج‏البلاغه ابن ابى‏الحديد ج 6/ 51، (ط قديم: ج 2/ 20». ابن ابى‏الحديد پس از نقل اين ماجرا مى‏گويد: اين حديث را بخارى و مسلم در صحيح‏هاى خود نقل كرده‏اند و محدثين همگى بر صحت آن اتفاق نظر دارند.

مسلم در صحيح و احمد بن حنبل در مسند خود بدون اينكه به نام عمر اشاره كنند مى‏گويند: در پاسخ پيامبر گفتند: «ان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم يهجر»(رسول خدا هذيان مى‏گويد). (صحيح مسلم- كتاب الوصيه، باب ترك الوصيه، حديث 21- ج 3/ 1259/ ح 1637، مسند احمد بن حنبل ج 1/ 355).

بخارى آنگاه كه مى‏خواهد كلام عمر را نقل كند مى‏گويد: عمر گفت: «غلب عليه الوجع» درد بر پيامبر غلبه نموده است (به عبارت ديگر يعنى سخنانى كه پيامبر مى‏گويد از شدت درد است و گفتارش تحت كنترل عقل او نيست). بخارى اين روايت را در سه موضع از كتاب خود نقل مى‏كند:

(1)- صحيح بخارى- كتاب الاعتصام...، باب كراهيه الخلاف- ج 9/ 200.

(2)- صحيح بخارى- كتاب المغازى، باب مرض النبى وفاته- ج 6/ 29.

(3)- صحيح بخارى- كتاب المرضى و الطب، باب قول المريض«قوموا عنى»- ج 7/ 219.

مسلم اين عبارت عمر را به سه گونه نقل مى‏كند:

(1)- در نخستين روايت مى‏گويد: افراد پس از دستور پيامبر گفتند: «ما شانه؟ ا هجر»؟ (رسول خدا هذيان مى‏گويد).

(3)- مسلم در روايت سوم عاقبت نام عمر را مى‏آورد ولى از طرف ديگر عبارت او را بخيال خود چنين تعديل شده نقل مى‏كند: عمر گفت: «ان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قد غلب عليه الوجع» (درود بر پيامبر غلبه نموده است). (صحيح مسلم- كتاب الوصيه، باب ترك الوصيه، احاديث 20، 21، 22- ج 3/ 1257 الى 1259/ ح 1637).

ماجرايى كه به آن اشاره شد چهار روز قبل از فوت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم در روز پنجشنبه اتفاق افتاده است. حفاظ عامه بطرق مختلف روايت كرده‏اند كه ابن عباس مى‏گريست و از اين ماجرا با عبارت «رزيه يوم الخميس» (مصيبت روز پنجشنبه) ياد مى‏نمود.

بعضى از علماى عامه بقدرى جاهلانه در توجيه اين گفته‏هاى عمر برآمده‏اند كه بايد نام آن توجيهات را عذرهاى بدتر از گناه گذارد. محمد فواد عبدالباقى در حاشيه‏ى صحيح مسلم مى‏گويد:

«علمايى كه درباره‏ى اين حديث سخن گفته‏اند عبارت عمر را (يعنى جسارت وى به پيامبر را) نشانه‏ى علم و فضيلت و دقت نظر عمر مى‏دانند، چون عمر ترسيد از اينكه پيامبر مطالبى بنويسد كه اى بسا آنان از انجام آن عاجز باشند و لذا مستحق عقوبت گردند، چون اگر پيامبر مى‏نوشت، آن اوامر نص مى‏شد و ديگر در مقابل آنها نمى‏شد اجتهاد كرد»! (صحيح مسلم- كتاب الوصيه، باب ترك الوصيه، ذيل حديث 20- ج 3/ 1257/ ح 1637).

 

11ـ سوره‏ى الحج، آيه‏ى 52.

 

12ـ اين قرائت در روايات بعضى از ائمه اطهار عليهم‏السلام‏نقل شده است، كه از جمله‏ى آنها مى‏توان منابع زير ارا برشمرد:

روايت امام زين‏العابدين در اصول كافى ج 1/ 270، كنز الدرجات ص 176، 177 و بحارالانوار ج 26/ 81، 82 درج است (همچنين مراجعه بفرماييد به بصائر الدرجات ص 369).

روايت امام باقر عليه‏السلام در اصول كافى ج 1/ 176، 175، بصائر الدرجات ص 324، 368- 370، الاختصاص ص 328، اختيار معرفه الرجال ص 118 و بحارالانوار ج 11/ 41، ج 26/ 69، 70، 74، 77- 80، ج 40/ 142 موجود است.

روايت امام صادق عليه‏السلام را نيز در اصول كافى ج 1/ 177، بصائر الدرجات ص 370، 371، الاختصاص ص 329 و بحارالانوار ج 26/ 78 مى‏توان يافت.

 

13ـ از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل است كه: «ان اوصياء محمد (عليه و عليهم‏السلام) محدثون». (اصول كافى ج 1/ 270).

همچنين امام باقر عليه‏السلام در روايتى مى‏فرمايند: «... ان الاوصياء محدثون». (رجال الكشى ص 178/ ح 308، بحارالانوار ج 26/ 81)؛ و در روايت ديگرى مى‏فرمايند: «ان اوصياء على محدثون». (بصائر الدرجات ص 321، بحارالانوار ج 26/ 72).

اميرالمومنين عليه‏السلام نيز مى‏فرمايند: «انى و اوصيائى من ولدى مهديون كلنا محدثون». (بصائر الدرجات ص 372، بحارالانوار ج 26/ 79).

شيخ مفيد آخرين روايت را بدينگونه از اميرالمومنين عليه‏السلام نقل نموده است: «انى و اوصيائى من ولدى ائمه مهتدون كلنا محدثون». (الاختصاص ص 329).

همچنين روايتى از اميرالمومنين نقل است كه حضرت فرمودند: «انا و احد عشر من صلبى ائمه محدثون». (الغيبه (طوسى) ص 93).

 

14ـ اصول كافى ج 1/ 271، بصائر الدرجات ص 319.

اين روايت از فرمايشات امام رضا عليه‏السلام مى‏باشد و به اين صورت نيز نقل شده است: «الائمه علماء، حلماء، صادقون، مفهمون، محدثون». (بحارالانوار ج 26/ 66: به نقل از امالى طوسى).

همچنين روايتى از حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم نقل است كه حضرت فرمودند: «من اهل بيتى اثنا عشر نقيبا محدثون مفهمون، منهم القائم بالحق، يملاالارض عدلا كما ملئت ظلما و جورا». (مناقب آل ابى‏طالب ج 1/ 300، بحارالانوار ج 36/ 271).

 

15ـ بصائر الدرجات ص 370، بحارالانوار ج 26/ 75، 76.

اين عبارت بصورتهاى مختلفى در روايات نقل شده است كه ما بعضى از آنها را ذيلا ذكر مى‏نماييم:

«المحدث الذى يسمع الصوت و لا يرى شيئا».

«المحدث الذى يسمع الصوت و لا يرى الصوره».

«المحدث الذى يسمع الصوت و لا يرى شيئا».

«المحدث فهو الذى يسمع كلام الملك و لا يرى و لا ياتيه فى المنام».

«المحدث الذى يسمع كلام الملائكه و حديثهم و لا يرى شيئا بل ينقر فى اذنه و ينكت فى قلبه».

«المحدث فهو الذى يسمع و لايعاين و لا يوتى فى المنام».

(«الامام) يسمع الصوت و لا يرى و لا يعاين الملك».

«الامام هو الذى يسمع الكلام و لا يرى الشخص».

«انهم (اى الاوصياء) لايرون ما كان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم يرى، لانه كان نبيا و هم محدثون».

«المحدث فهو الذى يحدث فيسمع و لا يعاين و لا يرى فى منامه».

(«الامام) يسمع الصوت و لا يرى و لا يعاين».

مراجعه بفرماييد به: اصول كافى ص 1/ 176، 177، 243، بصائر الدرجات ص 322، 368- 374، الاختصاص ص 328، 329، كنز الفوائد ص 177، بحارالانوار ج 11/ 41، ج 26/ 74- 82.

 

16ـ مراجعه بفرماييد به: اصول كافى ج 1/ 270، 271، امالى طوسى ج 2/ 21، 22، الاختصاص ص 286، 287، 329، كنز الفوائد ص 176، 177، بصائر الدرجات ص 321- 323، 366، 372، اختيار معرفه الرجال ص 118، بحارالانوار ج 26/ 67- 70، 79، 80، 81، ج 38/ 216، ج 39/ 40 152/ 141- 47 142/ 75.

 

17ـ امالى طوسى ج 2/ 21، 22، بحارالانوار ج 22/ 327.

 

18ـ اصل آيه‏ى قرآنى چنين است: (يا مريم ان اللَّه اصطفاك و طهرك و اصطفاك على نساءالعالمين- يا مريم اقنتى لربك واسجدى و اركعى مع الراكعين) سوره‏ى آل‏عمران، آيه‏ى 43 42.

 

19ـ علل الشرائع ج 182، بحارالانوار ج 14/ 206، ج 43/ 78، 79. همچنين مراجعه بفرماييد به: بصائر الدرجات ص 372، الاختصاص ص 329، بحارالانوار ج 26/ 79.

 

20ـ اصول كافى ج 1/ 241، بصائر الدرجات ص 153، 154، بحارالانوار ج 22/ 546، ج 26/ 41، ج 43/ 194 156 80 79.

 

21ـ اصول كافى 1/ 240، بحارالانوار ج 22/ 545، ج 43/ 80.

 

22ـ اقبال الاعمال ص 624، بحارالانوار ج 97/ 199 195.

 

 

 

 

به نقل از :

 

سایت یا زهرا (س)

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 19:8  توسط خوشه چین | 

 

 

 

 

گوشه ای ازفضایل و مناقب صدیقه طاهره از کتب معتبر اهل سنت

 

۱-  قال النبی صلی الله علیه ( و آله) و سلم: « فاطمه سیدة نساء اهل الجنة» (۱)

 (فاطمه بزرگ و سرور زنان اهل بهشت است)

 

 

۲-  انّ رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم قال: « فاطمة بضعة منی فمن اغضبها اغضبنی» (۲)

 

(فاطمه پاره ی تن من است ، پس هر که او را به غضب در آورد مرا به غضب در آورده)

 

 

۳- قال رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم: « انما فاطمة بضعة منی یوءذینی ما آذاها» (۳)

 

( همانا فاطمه پاره ی از تن من است اذیت می کند مرا هر آنچه او را اذیت می کند)

 

 

۴- قال رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم لفاطمة: « ان الله یغضب لغضبک و یرضی لرضاک» (۴)

 

( خداوند غضب می کند به جهت غضب تو (فاطمه) و راضی می شود به جهت رضایت تو)

 

 

۵- عن زید بن ارقم انّ رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم قال لعلی و فاطمة و الحسن و الحسین:« انا حربٌ لمن حاربتم و سلمٌ لمن سالمتم» (۵)

( زید بن ارقم می گوید که رسول خدا صلی الله علیه (و آله) وسلم به امیر المومنین علی علیه السلام و حضرت زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام فرمودند: « من در جنگم با هرکس که شما با او بجنگید و در سازش با هر کس که شما با او در حال صلح هستید»)

 

۶-  عن ابن بریدة عن ابیه قال: « کان احبّ النساء الی رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم فاطمةُ و من رجال علیُّ  (۶)

 

(محبوبترین زنان نزد رسول الله صلی اللله علیه و آله و سلم فاطمه سلام الله علیها بود و محبوبترین مردان علی علیه السلام)

 

لازم به ذکر و توجه دوستداران علم و تحقیق است که روایات شماره ۵ و ۶ در چاپ قدیمی کتاب« الجامع الترمذی» موجود می باشد اما در «صحیح سنن الترمذی» که به تحقیق محمد ناصر الدین الابانی می باشد حذف شده است.

 

۷- عن علی علیه السلام قال: « سمعتُ النبی صلی الله علیه ( و آله) و سلم یقول: « اذا کان یوم القیامة نادی منادٍ من وراء الحجاب یا اهل الجمع غضوا ابصارکم عن فاطمة بنت محمد صلی الله علیه ( و آله) و سلم حتی تمُرّ» (۷)

 

(زمانیکه قیامت بر پا شود منادی ندا می کند از وراء حجاب که ای اهل محشر! چشمهایتان را از فاطمه دختر محمد صلی الله علیه و آله و سلم ببندید تا از صحنه ی قیامت عبور کند)

 

۸-  قال رسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم: « کنتُ اذا اشتقتُ الی رائحةِ الجنة شَمَمتُ رقبةَ فاطمة» (۸)

 

( هرگاه مشتاق بوی بهشت می شدم، گردن فاطمه را می بوییدم)

 

۹-  عن عایشه ام المومنین رضی الله عنها انها قالت:« ما رایتُ احداً کان اشبه برسول الله صلّی الله علیه (و آله) و سلم من فاطمة و کانت اذا دخلت علیه قام الیها فقبلها و رحب بها و اخذ بیدها فاجلسها فی مجلسه و کانت هی اذا دخل علیها رسول اللهصلی الله علیه (وآله) و سلم قامت الیه مستقبلة و قبلت یده»  (۹)

 

(عایشه می گوید: ندیدم کسی را شبیه تر در سخن و گفتار به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از فاطمه، و هرگاه حضرت زهرا سلام الله علیها بر پیامبر وارد می شدپیامبر بلند می شدندو به سوی او می آمدند و ایشان را می بوسیدند و تهنیت می گفتندبه ایشان و دست دخترشان را می گرفتند و بر جایگاه خود می نشاندند، و هرگاه پیامبر به منزل ایشان می رفتند حضرت زهرا سلام الله علیها در مقابل پیامبر بلند می شدند و دست پدرشان را می بوسیدند.)

 

۱۰-  عن عایشه رضی الله عنها انها اذا ذکرت فاطمة بنت النبی صلی الله علیه (و آله) وسلم قالت: « ما رایت احداً کان اصدق لهجة منها الا ان یکون الذی ولدها» (۱۰)

 

و فی الحلیة الاولیا عایشه رضی الله تعالی عنها :« مارایت احدا قطّ اصدق من فاطمة غیر ابیها» (حلیة الاولیا، طبقات الاصفیا، ذکر النساء الصحابیات_ ۱۳۳ _ فاطمة بنت رسول الله صلی الله علیه(وآله) وسلم ۴۲/۲)

 

و فی روایة آخر: «ما رایت افضل من فاطمة غیر ابیها» ( المعجم الاوسط للطبرانی ۳۴۹/۳ رقم ۲۷۴۲)

 

(عایشه گفت: هرگز کسی را راستگو تر از فاطمه ندیدم مگر پدرش)

 

۱۱-  عن ابی سعید قال: لما نزلت«وآت ذاالقربی حقه» دعا رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم فاطمة، فاعطاها فدک(۱۱)

 

(ابوسعید گفت: هنگام که آیه ( و آت ذاالقربی حقه) نازل شد، پیامبر صلی الله علیه ( و آله) وسلم فاطمه را خواست و زمین فدک را به او داد.)

 

۱۲- عن انس بن مالک و بریدة قال: « قرا رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم هذه الآیة «فی بیوت اذن الله ان ترفع» فقام الیه رجل فقال: ایُّ بیوتٍ یا رسول الله؟ قال: بیوت الانبیاء. فقام الیه ابوبکر فقال: یا رسول الله هذا البیت منها؟ البیت علیّ و فاطمة. قال نعم من افاضلها.» (۱۲)

 

(انس بن مالک و بریدة نقل می کنند که: پیامبر آیه » فی بیوت اذن الله ان ترفع» را تلاوت کردند. مردی بلند شد و سوال کرد: این بیوت کدام بیوت است؟ حضرت فرمودند: مقصود بیوت انبیاء است. سپس ابوبکر بلند شد و گفت: یا رسول الله این خانه هم از آنهاست و اشاره کرد به خانه ی علی و فاطمه علیهما السلام. پیامبر فرمودند: بله از افضل آنهاست)

 

۱۳-  عن انس بن مالک رضی الله عنه :« ان رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم کان یمرّ بباب فاطمة رضی اللله عنها ستة اشهر اذا خرج لصلوة الفجر یقول:« الصلوة یا اهل البیت( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) » (۱۳)

 

( انس بن مالک می گوید: رسول الله شش ماه هنگامی که برای نماز صبح از منزل خارج می شدند وقتی به درب خانه ی حضرت زهرا سلام الله علیها می رسیدند صدا می زدند: ای اهل خانه، نماز، همانا خداوند می خواهد پلیذی را از شما اهل خانه دور گرداند و شما را پاکیزه گرداند)

 

 

۱۴-  عن ابن عباس رضی الله عنه قال:« شهدنا رسول الله صلی الله علیه (وآله) وسلم لتسعة اشهر، یاتی کل یوم باب علی بن ابی طالب رضی الله عنه عند وقت کل صلوة. فیقول: السلام علیکم و رحمة الله و برکات] اهل البیت ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) الصلوة رحمکم الله یوم خمس مرات» ( ۱۴)

 

ابن عباس می گوید: می دیدیم پیامبر را مدت 9 ماه که می آمد هر روز بر درب خانه ی علی بن ابی طالب علیه السلام در موقع نماز و می فرمودالسلام علیکم و رحمة الله و برکاته ای اهل خانه و می خواند آیه ی ( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) و می فرمود: نماز خداوند شما را رحمت کند، و این عمل را هرروز پنج مرتبه انجام می داد)

 

__________________________________________________

 

۱-  صحیح البخاری، کتاب فضائل اصحاب النبی صلی الله علیه ( و آله) و سلم، باب ۶۱و ۴۲ و مناقب فاطمه علیها السلام ۹۶/۵

۲-  مدرک پیشین و همان کتاب باب ۴۲ ، مناقب قرابة رسول الله صلی الله علیه (و آله) وسلم و منقبة فاطمة علیها السلام ۸۲/۵

۳- صحیح مسلم، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل فاطمة بنت النبی صلی الله علیه (و آله) وسلم ۱۹۰۳/۴

۴- المستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابه، ذکر مناقب فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه (و آله) وسلم ۱۶۷/۳

۵- الجامع الترمذی، ابواب المناقب، ما جاء« فی فضل فاطمة ۲۲۶/۲ و به همین مضمون در مسند احمد بن حنبل، مسند ابی هریره ۴۴۲/۲ و الاصابة فی تمییز الصحابة، کتاب النساء، در شرح حال حضرت فتطمه علیها السلام ۱۵۹/۸

۶- مدرک پیشین و المستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابه، ذکر مناقب فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه (و آله) وسلم ۱۶۸/۳

۷- المستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابه، ذکر مناقب فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه (و آله) وسلم ۱۶۷/۳

۸- مدرک پیشین ۱۶۶/۳

۹- مدرک پیشین ۱۷۴/۳ ؛ و نزدیک به همین تعبیر عقد الفرید، کتاب الدرة فی النوادب و التعازی و المرائی، القول ۱۶۴/۳

۱۰- المستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابه، ذکر مناقب فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه (و آله) وسلم ۱۷۵/۳

۱۱- الدر المنثور فی التفسیر الماثور فی ذیل سورة الاسرا آیه ی ۲۶ ج ۳۲۰/۴

۱۲-الدر المنثور ۹۱/۵  ذیل آیه ی ۳۶سوره ی نور و تفسیر روح المعانی ذیل آیه ی شریفه ی ۱۷۴/۱۸

۱۳- المستدرک علی الصحیحین، کتاب معرفة الصحابه، ذکر مناقب فاطمه بنت رسول الله صلی الله علیه (و آله) وسلم ۱۵۸/۳

۱۴- الدر المنثور ۳۷۸/۵ ذیل آیه ی ۳۳ سوره ی احزاب

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 خرداد1386ساعت 8:12  توسط خوشه چین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
اللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطمةَ و اَبیها و بَعلِِها وَ بَنیها وَ السِّرِّ المُستَودَعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُک

سلام

نیت کرده ایم از فاطمه (س) بنویسیم از او بگوییم و بخوانیم اما این بار با فکر و دقت بیشتر

نیت کرده ایم -در حد خودمان لااقل- او را بشناسیم و الگویمان سازیم

نیت کرده ایم او را، زندگی او را، رهنمودهای او را در زندگی مان جاری کنیم

نیت کرده ایم از فاطمیون شویم در همه ی ابعاد زندگی اش لااقل در اندازه ی سعه ی خودمان

یقین دارم که مهدی خواهد آمد
اگر زهرا(س) شود الگوی شیعه

و او (عج) همچون اجداد طاهرینش «هل من ناصر» می گوید و او را جوابی نیست، سقیفه ها فراوانند و او را مددکاری نیست و او تنهاست، غریب است و بی یاور مانده ...

کجایند وفاداران بیعت غدیر؟

کجایند جان بر کفان ولایت؟

این الفاطمیون؟

زهرا(س) را بین در و دیوار محصور و محدود کردن کار دشمنان اوست فاطمیه رفت اما فاطمه (س) در لحظه لحظه زندگی مان حضور دارد، باید حضور داشته باشد

اما در ابتدای راهیم! یاریمان می کنید؟

همراهمان می شوید؟

راستی این بلاگ تا ظهور مهدی فاطمه سیه پوش است

التماس دعای فرج
به امید ظهور

پیوندهای روزانه
چند نكته از اعمال و فرصت هاي ماه رجب
مي روم تا انتقام سيلي زهرا بگيرم
sms هاي ناب نوروزي به ياد مهدي فاطمه
ديدن لحظه به لحظه ماهواره اميد
طرح 120 روز انس با قرآن از 18 آبان شروع ميشه
خطبه ی پیامبر اکرم (ص)درباره ماه مبارک رمضان
طرح انس با نهج البلاغه ... فوري فوري
شايعات اين روزها و وظيفه ما
چي شد چادري شدم؟
بهترین هدیه به امام زمان (عج)
چند سوال متداول در مورد ولایت فقیه
اعتکاف
تحریم کالاهای صهیونیستی
ویژه نامه بهشت بی نشونه
ماجرای فدک و بررسی آن
آرشیو پیوندهای روزانه
کتابخونه
با نور فاطمه هدايت شدم
تحليل حوادث ناگوار زندگانى حضرت فاطمه ى زهرا
جامى از زلال كوثر
بانوى نمونه ى اسلام فاطمه زهرا
فاطمیون
سایت یا زهرا
یا فاطمة الزهرا (سلام الله علیها
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
آرشیو موضوعی
فرزند نمونه
همسر نمونه
مادر نمونه
معلم نمونه
مبارز نمونه
فاطمه، فاطمه است
اثبات وقایع بعد از رسول خدا با کتب اهل سنت
بعضی سوالات و استبعادات اهل سنت
برای فرزندانت می نویسم
الگوی امروز من
متن کامل خطبه غدیر رسول خدا (ص) در غدیر خم
احاديث و روايات
دانلود فايل هاي صوتي و تصويري
احاديث در مورد حضرت زهرا (س)
ماجراي فدك
شعر
پیوندها
عهد جانان
شميم ظهور
امام المهدی علیه السلام
گل نرگس ... مهدی فاطمه
دلدادگان
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
شهر ماه
درباره ی زندگانی حضرت زهرا(س)
يا غايه آمال العارفين
مسجد چهارده معصوم اراک
در محضر نور
احادیث و روایات
فضایل و مناقب علی علیه السلام
بهترین و جالب ترین مطالب
امام حسین علیه السلام
سخن عشق
امتدادی ها
آستان مقدس امامزادگان چهل اختران
بشري
رهنمودهاي امام و اقا
بمب گوگلي غزه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar